خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
630
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
اهل اهتمام از آن مىترسند ، عبارتاند از : اسباب هلاك ، عذاب ، دردها ، امراض ، فقر ، بىهنرى ، بدبختى و بىكسى . 8 - حسد : حسد ضد اهتمام بوده و آن دردى نفسانى است كه به سبب رسيدن چيزى براى كسى كه مستحق آن بوده ، پديد مىآيد . حسد از تركيب الم و لذت ، خير و شر ، استحقاق و عدم آن و بالأخره از امور متقابل پديد مىآيد . بعضى از اين امور از باب فضيلت بوده ( مانند شادمانى از رسيدن خير به كسى كه مستحق آن است و غمناكى از رسيدن شر به كسى كه مستحق آن نيست ) و بعضى از باب رذيلت مىباشد ، مانند حسد كه حزن و اندوه به خاطر رسيدن خير به كسى كه استحقاق آن را دارد ، مىباشد . اندوه از رسيدن خير به كسى كه استحقاق آن را ندارد ، حسد نيست بلكه غيظ و نقمت است . اگر اندوه ، به سبب رسيدن خير به مستحق آن نباشد ، بلكه به خاطر حرمان خود از آن خير باشد ، حسد نيست بلكه غبطه است . و همچنين است ، اندوهى كه به سبب پيروزى دشمن در مقاصد خود بوده و مقتضى زيادى نيروى اوست . شادمانى اهل شر به شر نيز از باب حسد نيست . كسى كه حسادت مىورزد به همهء امور حسد دارد ، حتى حسن ، جمال و بخت نيك . او از فضايل و خيرات بالطبع مانند جمال ناراحت مىشود اما از آنچه موروثى است يا به بخت است ، متألم نمىشود . در حسد ، شرط است كه نوعى مشاكلت ميان شخص حسدكننده و حسدشونده وجود داشته باشد و اينكه ، رسيدن آن خير براى شخص حسود ، ممكن باشد . كسانىكه اهل كرامت ، تجمل و زينتاند بيشتر مورد حسد قرار مىگيرند . و كسانى كه در گذشته ، يا دور هستند و يا كسانى كه در مراتب بالا يا مراتب پايين قرار دارند ، مورد حسادت قرار نمىگيرند . 9 - غيرت : اين صفت نزديك به حسد مىباشد . و آن عبارت است از اندوهى كه از فوات و از بين رفتن خيرى و رسيدن آن خير به ديگرى حادث مىشود . غيرت براى كسانى است كه آن خير براى گذشتگانشان وجود داشته و اكنون غير آنها ، داراى آن خير هستند . در مال ، جمال ، شجاعت ، رياست ، احسان و كسب ، بيشتر حسد وجود دارد ، و در خيرات بالطبع - مانند صحت و تندرستى - كمتر ديده مىشود .